شيخ حسين انصاريان

453

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

غروب در حالى كه روزه بود سر به ديگ‌هاى غذا مىبرد تا جايى كه بوى آبگوشت خوشمزه را استشمام مىكرد سپس مىفرمود : ظرف‌ها را بياوريد و براى فلان خانواده و فلان خانواده پر كنيد و ببريد تا همهء ديگ‌ها خالى مىشد ، آنگاه براى خود حضرت نان و خرما مىآوردند و همان افطارش بود « 1 » . كمك به مستمندان هنگامى كه تاريكى شب حضرت را در برمىگرفت و ديده‌ها آرامش مىيافت ، برخاسته به منزل مىرفت تا آنچه از رزق و روزى خانواده‌اش مانده بود جمع مىكرد و در هميانى مىگذاشت و به شانه مىانداخت و در حالى كه سر و رويش را پوشانده بود تا شناخته نشود ، به خانهء مستمندان مىرفت و آنچه به دوش كشيده بود ميان آنان تقسيم مىكرد . بسيار مىشد كه درب خانهء آنان به انتظار مىايستاد تا بيايند و سهمشان را بگيرند . هنگامى كه او را رو در رو مىديدند و بىواسطه او را مشاهده مىكردند و مستقيماً به حضورش مىرسيدند مىگفتند : صاحب هميان آمد « 2 » ! ! داستان انگور حضرت امام صادق عليه السلام مىفرمايد : على بن الحسين عليهما السلام همواره از انگور خوشش مىآمد . [ روزى ] انگورى خوب به مدينه آوردند ، امّ ولدش

--> ( 1 ) - الكافى : 4 / 68 ، باب من أفطر صائماً ، حديث 3 ؛ المناقب : 4 / 155 ؛ بحار الأنوار : 46 / 71 ، باب 5 ، حديث 53 . ( 2 ) - المناقب : 4 / 163 ؛ بحار الأنوار : 46 / 89 ، باب 5 ، حديث 77 .